یادبود 24 آوریل 1915 ، نود و یکمین سالگرد :
کشتار همگانی ارمنی ها
به دست گرگ های خاکستری
نگاهی به تاریخچه همبستگی ارمنی ها و ایرانیان :
در سده های دوازدهم و سیزدهم پیش از زایش عیسا ، گروهی از اقوام آریایی به سوی فلاتی که امروز ارمنستان نامیده می شود ، روانه شدند . در 860 سال پیش از زایش عیسا در آن نواحی سلسله اورارتو بنیاد نهاده شد و این دودمان توانست مناطقی را که قوم آریایی ارمن در آن می زیستند زیر سلطه خود درآورد . در نیمه دوم سده هفتم پیش از زایش ، دولت اورارتو سقوط کرد و ارمنی ها موفق شدند زمام امور خود را به دست گیرند .
در اواخر سده سده هفتم پیش از زایش ، ارمنی ها به رهبری « بایرو » ، به دولت ماد در بر انداختن دولت خونریز آشور کمک کردند و « بارویر » به عنوان پادشاه ارمنستان برگزیده شد . در زمان هخامنشی ها ، ارمنستان یکی از ساتراپ نشین های ایران بود . در سال 51 عیسوی ، « بلاش » شاهنشاه اشکانی برادرش « تیرداد » را به شاهی ارمنستان منصوب کرد . شاهان اشکانی نزدیک چهارسد سال پادشاهی ارمنستان را در اختیار داشتند .مردم ارمنستان تا آن زمان در شمار زرتشتیان بودند ولی در سال 301 عیسوی ، آیین عیسا دین رسمی ارمنستان شد.در سال 428 عیسوی ، اشکانی ها حکومت در ارمنستان را وانهادند با این همه در دوران ساسانی ها ، امیران ارمنی از دولت ساسانی پیروی می کردند . سپس به سبب اختلافات دینی و اقتصادی ارمنی ها با دولت ایران به ویژه در زمان یزدگرد ، نا آرامی هایی به صورت پراکنده در آن سرزمین روی داد .
پس از تازش تازیان دون و اشغال ایران ، به پیرو آن ارمنستان نیز در سال 645 عیسوی مورد تاخت و تاز اعراب متجاوز قرار گرفت . پس از آن ارمنستان توسط حکومت های ترک تبار سلجوقی ، تیموری ، عثمانی دست به دست شد و به خاک و خون کشیده شد .
سر انجام در سال 1555 عیسوی بر اساس پیمانی ، ارمنستان شرقی دوباره به ایران پیوست اما ارمنستان غربی همچنان زیر سلطه عثمانی ماند . در سال 1578 عیسوی نیروهای متجاوز عثمانی به شمال و غرب ایران تاختند و منطقه قفقاز را اشغال نمودند .
شاه عباس صفوی در سال 1603 عیسوی ، غرب ایران را دوباره آزاد ساخت و به قفقاز رفت و سرانجام دوباره در سال 1639 عیسوی ارمنستان شرقی را زیر چتر حمایت ایران قرار داد .
در سده نوزدهم ، دولت روسیه تزاری به قفقاز حمله کرد و جنگ های ایران و روس آغاز شد . در سال های 1826 تا 1828 عیسوی پس از جنگی خونین ، ارمنستان و تمامی قفقاز به تصرف روسیه درآمد و سرانجام پس از جنگ جهانی یکم ، در سال 1918 عیسوی با ادغام ارمنستان شرقی و بخشی از ارمنستان غربی کشور مستقل ارمنستان پا گرفت .
ارمنستان از 30 دسامبر 1922 به اجبار در شمار یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی درآمد ولی سرانجام در 11 دسامبر 1991 عیسوی به دنبال فروپاشی نظام کمونیستی شوروی ، دوباره مستقل شد .
از گرگ های خاکستری تا ترکان جوان :
در سال نامه های چینی مربوط به سده ششم عیسوی ، به حضور اقوام ترک بیابان گرد در آسیای مرکزی اشاره شده است که از مرز چین تا دریای سیاه پراکنده بودند و می دانیم که از میان آن ها دژخیمانی همچون چنگیز پای خود را بیش از گلیم خود دراز کردند و لگد به بخت تاریخ زدند.
ترکان از روزی که به استپ های روسیه آمدند ، تا سال هایی که به اروپا ترکتازی کردند ، نماد « گرگ خاکستری » را برای خود برگزیدند . در داستان های تاریخی ترکان آسیای مرکزی در این باره آمده است :
« شاهزاده خانمی به دست گروهی از راهزنان گرفتار شد ، پس گرگی به نجات او آمد و شاهزاده خانم برای سپاسگزاری به همسری او در آمد و از نسل این گرگ و شاهزاده خانم ترک ها پدید آمدند که به خاطر داشتن معجونی از خصایص گرگ و انسان از سایر مردمان متمایز شدند.»
بی گمان دانش امروزی ، داستان های تاریخی این اقوام بدوی را افسانه هایی کودکانه می داند . ولی آن چه که در تاریخ آمده ، از گرگ صفتی های بسیار ترک سواران مهاجمی حکایت دارد که از ریگزارهای آسیای میانه گذشتند ، به امپراتوری بیزانس شبیخون زدند ، در دوران سلطه اعراب با آن ها هم پیمان و هم اندیش شدند و چون در جریان بیشتر شبیخون ها به سرزمین های ایرانی نشین در راس غنیمت گیرندگان بودند ، توانستند دارایی ها و زمین های فراوانی را غصب کنند .
آنان در همه این ترکتازی ها با خود درفش هایی با نماد « سر گرگ خاکستری » که نماد ملی آن ها بود ، حمل می کردند .پیامی که این نماد برای آن ها داشت این بود که در ترکتازی های خود نیز همچون گرگ ها ابتدا کمین کرده و سپس به صورت گله ای حمله کرده و برای فریب هدف عقب نشینی نموده و بار دیگر در حالی که زوزه دهشتناکی می کشند دوباره به سوی هدف یورش ببرند و گلوی او را بدرند و خون او را بیاشامند و او را تکه تکه کنند تا شاید کمی خوی ددمنشانه خود را ارضاء نمایند .
در آغاز سده چهاردهم عیسوی با ترک تازی مغول ها به آسیای کوچک ، این ناحیه به ده بخش تقسیم شد و یکی از این بخش های دهگانه نصیب ترکی به نام « ارطغرل » شد . او در سال 1288 عیسوی به هلاکت رسید و پسرش « عثمان » جانشین او شد .پس از مرگ « عثمان » پسرش « اورخان » جانشین پدر شد و پس از ترکتازی های فراوان موفق شد که سرزمین هایی را غصب کند و در این سرزمین های اشغالی دولتی را بنیان نهد که « عثمانی » نامیده شد و طی سال های پس از آن کارنامه سیاه دولت ترک تبار عثمانی چیزی جز استبداد ، تعصب پوچ مذهبی ، برادر کشی قانونی و موروثی ، نارضایتی و خیزش های پی در پی مردم ، کشتار های گروهی ارمنی ها ، مسیحی ها ، یونانی ها ، مسلمانان و ... نبود .
ترکی کردن مناطق اشغالی توسط گرگ های خاکستری :
رفتارهای غیر انسانی حکومت های ترک ، سال ها ادامه یافت و حتا پس از به روی کار آمدن دولت شوونیسم « ترک های جوان » ، سیاست « ترکی کردن مناطق اشغالی » و نابودی اقوام غیر ترک با جدیت بیشتری به اجرا در آمد.
تعصب نژادی « پان ترکیسم » آن چنان در افکار و عقاید ترک های جوان ریشه دوانده بود که یکی از بزرگ ترین کشتار های همگانی را در کشور نوبنیاد عثمانی ( ترکیه امروز ) به وجود آورد و طی این نژاد کشی گسترده بیش از دو میلیون نفر زن و مرد و بچه با وحشیانه ترین شکل قربانی شدند.
پان ترک ها و پان توران ها یا بهتر بگوییم « گرگ های خاکستری » با این کار می خواستند با از میان برداشتن ارمنی ها ، کشور ارمنستان را که در وسط نقشه خیالی پان ترکیسم ها قرار داشت از ملت ارمنی پاک سازی کنند و بین مناطق اشغالی یک ارتباط جغرافیایی ، اقتصادی ، سیاسی ، نظامی ، فرهنگی و اجتماعی به وجود آورند .
غمنامه کشتار همگانی ارامنه :
ارتش و پلیس ترک در زمان سلطان عبدالحمید دوم منطقه ارمنی نشین قسطنطنیه را به آتش کشید و غارت نمود . پس از او نیز یک رشته کشتار های همگانی هولناک و وحشیانه از سال 1273 خورشیدی آغاز شد که در مدت 2 سال نزدیک به 200 هزار ارمنی را از میان برد و بیش از یک ملیون ارمنی در اثر تبعید به صحرای سوریه از میان رفتند ، هزاران تن مجبور به ترک اجباری دین خود شدند و یک میلیون تن دیگر از زادگاه خود بیرون رانده شدند.
تعداد قربانیان قتل عام ارامنه از سال 1239 تا 1301 خورشیدی ( 1860 تا 1922 ) به 2284027 نفر رسید که اگر شمار 93 هزار نفری قربانیان غیر ارمنی شامل یونانی ، آسوری ، بلغاری و سربازان غیر ترک پاکسازی شده ارتش عثمانی را به آن بیافزاییم ، شمار کشتار شدگان به مرز 2377027 نفر می رسد که البته به استناد بسیاری از شواهد ، شمار حقیقی کشتار شدگان به مراتب باید بالاتر از این باشد .
نسل حاضر كم و بيش از تراژدی هولناک هلوکاست و خشونت های نازی ها نسبت به یهودی ها در اردو گاه های مرگ آگاهی دارد اما شاید کمتر بدانند ، آن چه که در دوران حکومت عثمانی ها در ترکیه بر ارمنیان گذشته است دست کمی از واقعه هلوکاست ندارد.
کشتار های پراکنده پیشین در سال 1915 عیسوی ادامه یافت و به صورت يک برنامه از پيش طراحی شده دقیق توسط گرگ های خاکستری جوان در دولت وقت ترکیه عثمانی برای نژادكشی ارمنی ها به مرحله اجرا درآمد. در روز شنبه 24 آوريل 1915 عیسوی ، حدود 300 نفر از رهبران ، نويسندگان ، انديشمندان و سياستمداران ارمنی در استامبول دستگير و پس از انتقال به كشتارگاه ها به روش های فجيعی به قتل رسيدند. همچنين در همان روز حدود 5000 نفر از ارامنه بی دفاع در استامبول به دست ترکان به قتل رسيدند و اين سرآغاز قتل عام ارامنه بود.
برنامه هایی را که گرگ های خاکستری برای کشتار ارامنه در بیشتر شهر ها به صورت کاملا محرمانه و دور از چشم رسانه ها و ناظران جهانی به کار می بردند ، می توان به صورت فهرست وار چنین جمع بندی نمود :
1 – در روز های معین خیابان های شهر ها توسط ژاندارم های مسلح اشغال می شد .
2- همه مردان ارمنی که دارای قدرت جسمانی بودند ( از 15 تا 50 ساله ) به بهانه اعزام به خدمت نظام از شهر خارج می شدند .
3 – به مردان ارمنی اعلام می شد که شما برای خدمت نظام و آباد کردن مناطق محروم به آن نواحی اعزام می شوید .
4 – در طول مسیر آن ها را خلع سلاح كرده و گروهی را به گردان های بيگاری در پشت جبهه منتقل كرده و گروهی دیگر از مردان ارمنی بی دفاع را از پشت مورد حمله قرار داده و گروه گروه می کشتند .
5 – در تاریخ 27 ماه مه 1915 دولت تركيه قانون تبعيد ارمنيان به موصل و سوريه را منتشر كرد و بر پایه این قانون ظالمانه به زنان و کودکان بی پناه که مردان و پدرانشان را ظاهرا به خدمت نظام برده بودند ، اعلام می شد که حداکثر ظرف مدت 2 هفته باید شهر محل زندگی خود را ترک کنند.
پس از آن ماموران دولت ، ساكنين شهرها و روستاهای ارمنی نشين را مجبور به تخليه شهر ها نموده و به آن ها گفته می شد كه چون در منطقه جنگی قرار دارند می بايست به جاهای امن تری منتقل شوند. به آن ها حتا فرصت داده نمی شد که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان دسته های ارمنی را كه بيشتر آنان را زنان ، كودكان و سالخوردگان تشكيل می دادند، به سوی صحرای مركزی سوريه در منطقه « درالزور » در نزديكی شهر حلب هدايت می كردند ، جايی كه در زير آفتاب سوزان از گرسنگی و تشنگی می مردند. ترک ها از رسيدن هر گونه موادغذايی و آذوقه به ارامنه به شدت جلوگيري می كردند.از این روی شمار زيادی در بين راه جان می باختند.
6 – به زنان پیشنهاد می شد که برای این که کودکانشان از این گیر و دار ها جان سالم به در برند ، کودکان زیر 12 سال خود را به دولت بسپارند تا در پرورشگاه های دولتی که معمولا خانقاه های دراویش بودند ، نگهداری شوند . هدف از این کار در حقیقت شستشوی مغزی کودکان ارامنه و تعلیم اجباری آموزش های دینی و تغییر دین بود.
7 – با برچیدن قانون کاپیتالاسیون ، بستر برای باز گذاشتن دست متعصبین ترک آماده شد و به بهانه های واهی ارامنه را مورد اتهام قرار داده و به اشد مجازات محکوم می کردند.
8 – پسران نوجوان ارمنی برای کار اجباری بین کشاورزان ترک تقسیم شدند و دختران زیباروی ارمنی نیز بین اعضاء « کمیته اتحاد و ترقی » و دیگر کارگزاران حکومتی تقسیم شدند .
9 – در برخی مناطق نیز به ظاهر به قربانیان اجازه داده می شد که با تغییر دین از مرگ نجات یابند ولی این کار نیز با هدف تحقییر قربانیان و لگد کوب کردن اعتقادات آن ها پیش از مرگ انجام می شد.
10 – باقی مانده خانواده های ارمنی مجبور به فروش خانه و زمین خود به بهایی ناچیز و تحمیلی به به گرگ های خاکستری می شدند . گرگ ها نیز پس از تصاحب منزل ارامنه اسباب و اثاثیه آن ها را به یغما برده و بین خود تقسیم می کردند.
11 – گرگ های خاکستری در « ترابوزان » واقع در ساحل جنوبی دريای سياه ، روش آسان تری را براي نابودی ارامنه به اجرا گذاشتند. آن ها ارامنه را سوار قايق كرده و در دريای سياه به دريا ريخته و غرق می كردند. در برخی از شهرهای ساحلی دريای سياه و همچنين درشهر « وان » از اين روش برای كشتار ارمنی ها استفاده می شد.
12 – دولت اشغالگر عثمانی ، ربایش ، فروش ، آزار جنسی و تجاوز به زنان ارمنی را توسط گرگ های خاکستری آزاد گذاشت و هر مرد ترک عثمانی آزاد بود که در خانه خود چند برده جنسی داشته باشد.
13– گروهی از کوکان خردسال که بنا بود به پرورشگاه ها سپرده شوند ، در حالی که مادران و خواهرانشان برده جنسی ترکان بودند و پدران و برادرانشان قتل عام شده بودند ، گرسنه و بیمار در بیابان ها رها می شدند تا جان دهند و خوراک درندگان شوند.
بسیاری از این رویداد های دهشتناک به هدایت ، برنامه ریزی ، تشویق و فرمان های محرمانه « محمد طلعت پاشا » وزیر داخله ( وزیر کشور ) دولت غاصب « سعید حلیم پاشا » انجام می شد. در کنار او نیز « اسماعيل انور پاشا » وزير جنگ و « احمد جمال پاشا » وزير درياداری تركيه قرار داشتند كه هر سه اعتقادات پان تركيسمی داشتند و همگی از اعضای حزب « اتحاد و ترقی » بودند و برای پيشبرد اهداف شوم خود دل به دولت آلمان بسته بودند. دولت تركيه برای اجراي اين طرح كميته ای سه نفره تحت نظارت خود تشكيل داد كه اعضای آن « بهاالدين شاكر » ، « شكری » و « دكترناظم » بودند.
محمد طلعت پاشا ، در تلگرافی كه به نیروهای ترک های جوان در سراسر ترکیه عثمانی مخابره می کند ، چنين دستور می دهد :
« دولت تصميم به نابودی كليه ارامنه ساكن تركيه گرفته است.بايد به موجوديت آن ها خاتمه داد حتا اگر قرار باشد به خشن ترين شيوه ها متوسل شد.نه سن و نه جنسيت آن ها نبايد مورد ملاحظه قرار گيرد.در اين كار اصول اخلاقی و وجدان جايی ندارند. »
پس از افشای این کشتار های گسترده گروهی از مردان مبارز ارمنی با تشکیل حزب « داشناک » و هسته های مقاومت ، وظیفه دفاع از جان اقلیت ارمنی باقی مانده و انتقام از دست رفتگان و مجازات کشتار کنندگان را بر عهده گرفتند.
در این میان می توان از دلاور مردانی جاودان نام چون « ارشاویر شیراگیان » ، « آرام یرگایان » ، « میساک تورلاکیان » و « سوقومون تهلریان » نام برد.
سر دژخیم ترک عثمانی « محمد طلعت پاشا » ، سر انجام در روز یکم فروردین ماه سال 1300 خورشیدی در حالی که در برلین به زندگی ننگین خود ادامه می داد به دست سردار دلاور ارمن « سوقومون تهلیریان » به سزای جنایات دهشتناک خود رسید و خوشبختانه دادگاه برلین نیز در یک محاکمه جنجالی ولی عادلانه ، با در نظر گرفتن همه جوانب « سوقومون تهلیریان » را بی گناه اعلام نمود.
چنان که می دانیم ، در آن دوران برای ترکان عثمانی دلبسته مکتب افراطی پان ترکیسم ، کشتار ارامنه یک « هدف مقدس » محسوب می شد و عاملان آن جنایات اقدامات خود را با عناوین مردم فریبی همچون « حل نهایی مساله ارامنه » ، « مقابله با خطر ارمنی » ، « طرح شرافتمندانه محو ساختن ارامنه » ، « رفاه برای آینده » توجیه و حتا تقدیس می کردند و متاسفانه برخی از این اقدامات با سکوت و گاه همکاری سایر اقلیت های دیگر صورت می گرفت و بسیاری از کشور های دیگر هم که جسته و گریخته از جنایات ترکان آگاه بودند بنا به مصالح خود چشم خود را بر روی این حقایق تلخ بسته بودند .
شاید همین برخورد غیر منصفانه و نا مسوولانه اقلیت های قومی منطقه و دیگر ملت ها بود که در سال های پس از آن زمینه برای رشد گروه های تندروی نژاد پرست در دیگر نقاط جهان آماده شد و تا امروز شاهد کشتار های گروهی بسیاری از اقلیت های قومی و دینی مانند کردها ، مسلمانان ، یهودیان و ... به دست خودکامگان بوده ایم.
شاهد این ادعا جنایات هولناک آلمان نازی به فرمان هیتلر و قتل عام بیش از شش میلیون یهودی و نابودی بسیاری از کشور ها بود.در آن زمان نیز هیتلر از کشتار یهودیان با نام « حل نهایی مساله یهود » نام می برد و تصمیم داشت یهودیان را از روی زمین محو سازد و اگر در آن زمان همه ملت های آزاده جهان سکوت نمی کردند و پاسخ دندان شکنی به او می دانند ما هرگز شاهد نسل کشی یهودیان اروپا ، کشتار کردها و شیعیان در عراق به دست صدام حسین ، کشتار مردم چچن توسط روسیه ، سرکوب و کشتار کردها در ترکیه ، کشتار مردم بوسنی و هرزگوین ، جنایان طالبان و القاعده در افغانستان و عراق و ... نبودیم .
در یکی از جلسات دادگاه نورنبرگ فاش شد که هیتلر دو روز پیش از حمله به لهستان و آغاز جنگ جهانی دوم در میان گروهی از ژنرال های ارتش آلمان نازی به بی توجهی جهانیان به کشتار ارامنه در ترکیه عثمانی اشاره کرده و با الگو برداری از آن جنایات گفته بود :
« ... من به همه نیروهای زیر فرمان خود و به همه سربازانی که به میدان جنگ و عرصه مرگ می روند ، دستور دادم که زنان و مردان و کودکان و همه افراد از نژاد لهستانی را قتل عام کنند . زیرا تنها پس از نابودی این نژاد فاسد است که ما می توانیم سرزمین حیاتی لازم برای پرورش نژاد ژرمن را به دست آورده ، آینده فرزندان خود را تامین کنیم . مگر در دنیای امروز از قتل عام ارامنه ذکری به میان می آید ؟ .... »
امروز نیز دولت نژاد پرست تركيه ، نژادكشی ارامنه را تكذيب مي كند و سال هاست كه تلاش گسترده ای را براي تحريف و انكار واقعيت قتل عام ارامنه آغاز كرده است با این همه ترکیه که مدعی تمدن و علاقه مند پیوستن به اتحادیه اروپاست هنوز نیز با هدف محو بنیان های تاریخی ارمنی ها در سرزمین های اشغال شده توسط ترکان متجاوز ، به نابود كردن آثار باستانی ارامنه از جمله كليساها و سنگ نوشته های تاريخی اقدام می كند ، به حقوق یونانیان در قبرس تجاوز می کند ، به اختلافات مرزی مردمان اران ( آذربایجان ) در منطقه قره باغ با ارامنه دامن می زند و به سرکوب کردها که با عنوان توهین آمیز « ترک های کوهی » از آن ها یاد می شود ، می پردازد.
امروز همچنین عوامل دولت ترکیه در زیر یک پوشش عوام فریبانه مذهبی و گاه یهود ستیزانه با سوء استفاده از ضعف ، سهل انگاری و خیانت عوامل خود در سیستم های اطلاعاتی و دولت های مرکزی کشور های همسایه به ترویج مکتب انحرافی و نژادپرستانه پان ترکیسم در این کشورها می پردازند و مزدوران پیدا و پنهانشان با « تاملات آبکی در بنیان تاریخ » این کشورها ، جعل و سرقت تاریخ برای اقوام بی ریشه ترک تبار ، قاچاق اشیاء عتیقه و تاراج مناطق باستانی کشورهای همسایه ، هدف شوم نابودی فرهنگ های ریشه دار و کهن منطقه را دنبال می کنند تا در نبود این فرهنگ های کهن و ریشه دار ، اعتباری برای خود دست و پا کنند .
و این داستان همچنان ادامه دارد .......











