گفت و گویی با پرفسور فاروق صفی زاده
پیرامون
تاریخ ، فرهنگ و ادب آذربایجان
آذربایجان در طول تاریخ همانند دیگر نقاط ایران زمین، همواره از کانونهای جوشنده ی زبان وادبیات فارسی بوده است .باهماد آذرآبادگان برای "بررسی پیشینه ی زبان و ادبیات فارسی" در آذربایجان، مصاحبه ای را با پروفسور دکتر فاروق صفی زاده ،زبان شناس ،مورخ ، ادیب و استاد دانشگاه ، انجام داده است که از نظرتان میگذرد
باهماد آذرآبادگان:پیش از وارد شدن به موضوع اصلی ، لطفا درباره ی جایگاه ادبیات فارسی در بین دیگر ادبیات های جهان،توضیحی بفرمایید.
دکتر صفی زاده:ادبیات فارسی تقریباً در سراسر جهان دارای اهمییت ویژه ای است. از زمان ساسانیان، ادبیات سنسکریت و فارسی همانندیهای زیادی داشته است و درمتون بودایی و سنسکریت و متون پهلوی ساسانی ،ما این خویشاوندی را می بینیم.یکی اش کلیله و دمنه است که هم در سنسکریت جایگاه خاص دارد و هم در پهلوی ساسانی وهم درعربی.بیشتر شاعران هند نیز پارسی گو بوده اند و نزدیک 700سال زبان اصلی مردم هند فارسی بوده است. شاهنامه ی فردوسی نیز تاثیر بسزایی در سرزمین هند داشته است. ما ترجمه های زیادی از شاهنامه به زبان اردو داریم.در زبان بنگالی صدها واژه ی فارسی داریم.نه تنها زبان بنگالی با زبان فارسی نزدیکی و شباهت دارد ، که شرایط جوی سرزمین بنگاله با ایالت های گیلان و مازندران شباهت های جغرافیایی فراوان دارد که بسیار جالب توجه می باشد.از مطالعات درام های بنگالی و فارسی نیز می توان در بسیاری از جنبه ها به شباهت هایی به آسانی پی برد.شرح های زیادی هم به زبان های هندی بر حافظ نوشته شده است.شاه عالم متخلص به آفتاب ،پادشاه دوره ی آخر تیموری ، مانند دیگر شعرای فارسی گوی هند به شعر حافظ علاقه ی فراوانی داشته است.از فهرست های نسخ خطی فارسی و چند مأخذ دیگر چنین برمی آید که حداقل پانزده شرح و نه فرهنگ حافظ در هند تالیف گردیده است.به زبان بنگالی نیز ترجمه هایی از شاهنامه موجود است.قدیمی ترین ترجمه ی شاهنامه ی فردوسی به دست محمدخاطر که اهل بنگال غربی بود،به نام شاهنامه بزرگ صصیع انجام گرفته است.کسان دیگری مانند مزمل حق و دیگران نیز شاهنامه را به زبان بنگالی ترجمه کرده اند.تاثیر حافظ و مولوی نیز بر اشعار اروپایی کاملاً مشهود است و نوآوری های جدید شعرنو اروپا با تاثیرپذیری از شعرای بزرگ ایرانی مثل حافظ و سعدی و مولوی و بقیه می باشد.
باهماد :اولین اثر ادبی _ پس از اسلام_ در آذربایجان مربوط به چه زبان و متعلق به چه زمانی است؟
صفی زاده:تا دویست سال پیش ،در کل آذربایجان،زبان مردم زبان فارسی بوده است و آذری که هر دو از یک ریشه هستند.زبانی مجهول و مجعول به نام ترکی در آذربایجان اصلا وجود نداشته است. برهمین اساس مردم آذربایجان به ویژه دانشمندان آذربایجان تمام آثار خود را به زبان فارسی نوشته اند.البته این را فراموش نکنیم که آثار مکتوب علمای آذربایجانی قرن یازدهم به بعد،مانند آثار فرهنگ نویسی،حواشی دستورزبانی ضمیمه شده به فرهنگ ها،دستورزبان ،کتب درسی،منتخبات،سنگ بنای رشد آتی زبان شناسی و ادب فارسی بوده است. آثار قطران تبریزی ، حسام خویی،هندوشاه نخجوانی ،محمدحسین بن خلف تبریزی ،عبدالکریم ایروانی تبریزی،عباسقلی آغا باکیخانوف و دانشمندان دیگر که هم و غم اینها رشد ادب و زبان فارسی بوده است و در آثار این دانشمندان هیچ اشاره ای به زبانی مجعول و مجهول به نام ترکی و نژاد ترک نمی بینیم.اولین دستور زبان فارسی توسط خود آذریها در قرن 13 نوشته شده است.بخشی از آثار مختلف دانشمندان آذربایجانی در این دوران تاریخی که به صورت رساله ای مستقل و یا ضمیمه ای ، حاوی موضوعات مختلف دستوری زمان خود بوده است،دست به دست و نسل به نسل گذشته و به دست ما رسیده است.اولین گام در زبان شناسی فارسی در قرن یازدهم در آذربایجان برداشته شده است و می توان گفت این علم در آذربایجان بنیان گذاری شده است.به طوریکه قطران تبریزی ، شاعر مشهور آذربایجانی، با نوشتن قاموس فارسی کوره راهی برای این علم گشود.هم چنین اولین فرهنگ های فارسی،آذری،اولین کتابچه های گرامر و غیره ، توسط دانشمندان آذربایجان در زبان شناسی و ادب فارسی در ادوار مختلف تاریخ در کشورهای هندوستان ، ترکیه و ایران و سایر کشورهای شرقی مشاهده شده و آثارشان جزو کتایهای پرارزش است که به گنجینه ی زبان شناسی فارسی ، غنا بخشیده است.
باهماد :پیش از ورود زبان ترکی به آذربایجان،شاعران پارسی گو داشته ایم.و البته با وجود اینکه زبان ترکی در پانصدسال اخیر _ حداقل از نظر دستوری_ به آذربایجان راه یافته است،اما اغلب شعرا و نویسندگان آذری چون طالبوف تبریزی ، زین العابدین مراغه ای،پروین اعتصامی،غلامعلی رعدی آذرخشی،تاحد زیادیشهریار و صدها تن دیگر همگی به فارسی نوشته اند و سروده اند.دلیل این علاقه به زبان ملی چیست؟و چه پیامی برای ما دارد؟
صفی زاده:آنچه که باید در اینجا گفته شود،این است که ، ما در ایران نژاد ترک و زبانی به نام ترکی نداریم.آذریان آریایی اصیل و ایرانی هستند.زبان ترکی از بیخ و بن یک چیز تراشیده شده و مجهول و مجعول است. تمام واژه های آذری را ما ریشه اش را در زبان پهلوی ساسانی و آوستایی داریم.حتا زبان استانبولی نیز برگرفته از زبان آذری ایرانی است.شاعر بزرگی مثل شهریار زبان ملی را زبان فارسی میداند و در شعری می گوید:
گرچه شیرین است زبان مادری/ لیک اگر ایران نگوید لال باد از وی زبان
طی قرون و اعصار بین اقوام ایرانی و آذریها ،رابطه ی فرهنگی عمیقی بوده است. آثار مکتوب علمای آذربایجانی قرن یازدهم به بعد،مانند آثار فرهنگ نویسی،حواشی دستورزبانی ضمیمه شده به فرهنگ ها،دستورزبان ،کتب درسی،منتخبات،سنگ بنای رشد آتی زبان شناسی و ادب فارسی بوده است.«تفاسیر فی لغة الفرس» قطران تبریزی، «تحفه ی حسام» حسام خویی ، «الصحاح العجمیه» هندوشاه نخجوانی ، «صحاح الفرس» محمدحسین بن خلف تبریزی ، «قواعد صرف و نحو زبان فارسی» عبدالکریم ایروانی تبریزی،«قانون قدسی»عباسقلی آغا باکیخانوف
، Kratkii ocherk persidskoy مقاله های میرزا کاظم بیگ در مورد زبان شناسی فارسی
میرزا کاظم عابدینوف grammatika(etimologiya) ونیز
و فرهنگ دوجلدی وی از جمله این آثار می باشد.Obrazchiki pismennosti persiaskoy منتخبات میرزاعبدالله غفاری تحت عنوان
نقش دانشمندان آذربایجانی در رشد زبان شناسی فارسی ،آن چنان حلقه ای از زنجیره ی ارتباطی آذریها با دیگر اقوام را تشکیل می دهد که بدون بررسی آن نمی توان تاریخ ایجاد رشد زبان شناسی فارسی را تمام و کمال آموخت.اگر فرهنگ نویسی فارسی از نظر تاریخی در هندوستان رشد کرده ،اما شروع و مرحله ی شکل گیری این علم،اساسا در آذربایجان بوده است.زبان شناسی فارسی در این مرحله چهار قرن راه رشد و تکامل را طی کرده و دانشمندان آذربایجان در این مدت خدمات بسیاری برای این کار انجام داده اند.آنها در مرحله شروع ،اولین محققین زبان فارسی بوده اند.آثار مربوط به زبان شناسی به جا مانده از دانشمندان آذربایجانی قرن های یازدهم تا چهاردهم در مطالعه ی تاریخ زبان شناسی فارسی دارای اهمیت بسیاری است.
باهماد :به طور کلی نقش آذربایجان را در بسط و تکامل زبان و ادبیات پارسی ،چگونه ارزیابی می کنید؟
صفی زاده :دانشمندان آذربایجان ،بزرگترین نقش را در تکمیل زبان فارسی داشته اند.همچنین بزرگ ترین شعرای پارسی گو آذربایجانی هستند.در قرن شانزدهم نه تنها در ترکیه ، بلکه در سایر کشورهای شرق نیز توجه خاصی به زبان شناسی و ادب فارسی شده است.در این قرن به موازات تدوین فرهنگ های فارسی _ ترکی در هندوستان ،ایران،آسیای میانه،ترکیه و دیگر کشورهای شرقی ،فرهنگ های توصیفی فارسی _ فارسی ،مقدمه های دستوری و آثار مستقل دستور زبان فارسی نوشته شد.دانشمندان آذربایجانی که از قرن یازدهم خدمات شایانی به ادبیات و زبان شناسی فارسی کرده بودند،این روند را در قرن شانزدهم نیز ادامه دادند.بسیاری از دانشمندان ، ادبا و شعرای آذربایجانی در ولایات مختلف ایران زندگی می کردند و فعالیت هنری ، علمی خود را وقف فرهنگ اقوام ایرانی از جمله تحقیق درباره ی زبان و ادبیات فارسی کردند.تحقیقات نشان می دهد که نفوذ و گسترش زبان فارسی در قرن های 15 و 16 در ترکیه ، زمینه را برای تالیف فرهنگ های توصیفی و دوزبانه فراهم کرد و تعداد زیادی فرهنگ فارسی _ ترکی نوشته شد.امام در اواخر قرن شانزدهم در اثر ضعف امپراتوری عثمانی و در نتیجه کم شدن توجه به زبان فارسی فامکان تدوین فرهنگ فارسی و تحقیقات مسایل زبان شناسی و ادبیات فارسی محدود شد. در میان فرهنگ های تالیف شده در قرن هفدهم به آثار بسیاری از دانشمندان آذربایجانی برمی خوریم.فعالیت دانشمندان آذربایجانی مقیم هندوستان در زمینه ی زبان شناسی و ادب فارسی مصادف با دومین مرحله ی رشد زبان شناسی فارسی در این کشور به خصوص قرن هفدهم است.در این دوران کسانی چون محمودبیک بن عبدالله فسونی تبریزی ،محمدحسین بن خلف برهان تبریزی ،علی یوسف شیروانی و سایر علمای مشهور آذربایجانی ،آثار باارزش به گنجینه ی زبان شناسی و ادب فارسی در هندوستان تقدیم داشته اند.تمامی این ها ثابت می کند که مهاجرت آذربایجانی ها در قرن هفدهم به هندوستان موجب تربیت گروهی از دانشمندان در رشته های مختلف علوم از جمله زبان شناسی فارسی بوده است.البته دانشمندان ما در این دوران علاوه بر هندوستان در سایر کشورهای شرقی از جمله در زادگاه خود نیز مشغول فعالیت در زمینه ی زبان شناسی و ادب فارسی بودند و با آثار پرارزش خود ،این گنجینه را غنا بخشیده اند. عبدالله اونکوتی ،دانشمندان آذربایجانی ،فرهنگ توصیفی فارسی خود «تحفة الابواب» را در زادگاه مادری اش ، شیروان،نوشته است.
باهماد : امروز،پان ترکیسم به عنوان یک جریان بیگانه گرا ،حملات متعددی را علیه زبان فارسی انجام می دهد و چهره های ضدایرانی پان ترکیست ،مقاله ها و نوشته هایی را در نفی زبان فارسی منتشر می کنند و حتا گه گاه تلاش میکنند زبان فارسی را زبانی معیوب جلوه دهند.این نوشته ها تا چه حد دارای اعتبار علمی است؟ واساساً دلیل این تبلیغات منفی علیه زبان فارسی چه می تواند باشد؟
صفی زاده:اخیراً با بودجه ی هنگفت وزارت ارشاد،یکی از مزدوران که زمانی عضو حزب توده بود و سپس از توده به خاطر کلاهبرداری اخراج شد،چند جلد کتاب درباره ی بنیان تاریخ ایران به نام دوازده قرن سکوت نوشته است که هیچ کدام از مطالب کتاب دارای سند و مأخذ علمی نمی باشد.ایشان حتا زبان فارسی را خوب نمی دانند و اغلاط املایی در نوشته هایش دیده می شود.ایشان چنین حمله ای را به زبان فارسی داشته و گفته که زبان فارسی برگرفته از زبان مجهول عربی است.وی هیچ آگاهی از علم زبان شناسی و تاریخ ندارد.پان ترکیست ها نیز نظرات مجهول و غیر علمی ،همچون این نویسنده ی مزدور مذکور دارند.زبان فارسی یک پشتوانه ی علمی تاریخی دارد. زبان آوستایی و پهلوی از زبان های بنیادین جهان است که تقریباً تمام زبان های جهان به این دوزبان برمی گردد.حتا زبان عبری،عربی و لاتین قدیم از نظر ریشه شناسی(اتیمالوژی)برمیگردد به زبان آوستایی. زبان ترکی یک زبان کاملاً مجهول و مجعول است و هیچ سندعلمی درباره ی این زبان نداریم و این زبان در هیچ کجا شناخته شده نیست.در یکی از مقالات پان ترکیست ها جایی خواندم که گفته بود:یونسکو زبان ترکی را سومین زبان زنده ی دنیا و زبان فارسی را لهجه ی 83زبان عربی دانشته است.من خود با یونسکو تماس گرفتم و این مساله را ذکر کردم ، آنها به شدت چنین مساله ای را کذب محض دانشتند.پان ترکیست ها متاسفانه سواد علمی نیز ندارند و علم و دانش خود را بر پایه ی جهالت و نادانی بنیاد گذارده اند.متاسفانه هم اکنون نزدیک به 73 روزنامه،هفته نامه و مجله ی پان ترکیستی با مجوز وزارت ارشاد در کشور فعال و علیه تمامیت ارضی کشور و تبلیغ زبان مجهول و مجعول ترکی،به ترکتازی مشغول هستند.در صورتی که آذریان آریایی اصیل هستند و هیچ ارتباطی بین ترک مغول و آریایی نژاد وجود ندارد .




