پان تركيست ها از دوران حكومت آتا ترك كوشيده اند كه ده ها تمدن غير ترك را به سود خود، ترك قلمداد كنند. به گفته ولاديمير مينورسكي خاورشناس معروف: «هر جا كه پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند».
Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de islam, Livraison N. P. 924 Akopov
يكي از اين تمدن هاي درخشان و كهن كه دچار بازي سياسي پان ترك ها گرديده، تمدن سومري است. صد سال پيش كه دانش سومرشناسي در آغاز راه خود بود ، اشخاص مختلف نظريه هاي متفاوتي را درباره زبان سومريان ارائه كرده بودند. مثلا برخي نويسندگان زبان آن ها را افريقايي شمردند و بعضي زبان آنان را دراويدي و شماري ديگر حتا زبان آن ها را هندو اروپايي يا آلتايي يا اورالي پنداشتند. مثلا كلوگ (سومرشناس) معتقد است كه زبان سومري را نمي توان از نظر ساختاري با خانواده زبان هاي فينوايغوري مقايسه كرد، بل كه اين زبان با زبان هاي حامي و بسياري از زبان هاي سوداني قابل مقايسه است. همچنين مين هاف (1915-1914) براي نخستين بار شباهت هاي زبان سومري و برخي زبان هاي آفريقايي (بانتو و حامي) را تشخيص داد (1). امروزه پان تركيست ها براي اثبات تركي بودن زبان سومري، از صد سال پيش تاكنون، تنها نام يك دانشمند را به ميان مي آورند. اين دانشمند، شخصي آلماني به نام هومل بود. از زماني كه هومل ادعاي تعلق زبان سومري را به خانواده اورال-آلتايي مطرح كرد، صد و ده سال مي گذرد. در زمان هومل، تنها خود وي بود كه در ميان همه ديگر سومر شناسان به اين ادعا اعتقاد داشت. مثلا دانشمند بزرگ آن زمان، موريس جاستروي كوچك ( Morris Jastrow JR) كه استاد دانشگاه پنسيولونياي آمريكا (Pennsylvania) در سال 1906 بود، در باره ادعاي هومل مي نويسد:
«نظر هومل را در اين مورد مانند بسياري از مسائل ديگر تنها يك دانشمند قبول كرده است، آن دانشمند خود هومل مي باشد! فهرست واژگان سومري، با مترادف هاي تصور شده تركي شان، كه او ترتيب مي دهد، اعتماد و اطميناني را به روش وي، القا نمي كند» (2)
امروزه حتا يك سومري شناس وجود ندارد كه زبان سومري را زباني تك خانواده اي نداند.
مقصود ما از يك دانشمند سومري شناس، پژوهشگري است كه مقالاتي را در مجلات بزرگ خارجي، كه مبتني بر شيوه ي نقد و مداقه اند، منتشر ساخته است و نه نويسندگاني كه كتاب هايي را به زبان تركي مي نويسند يا در نشريات كه به لحاظ سياسي پان تركيسم را تشويق مي كنند، مطالبي را منتشر مي سازند. ما در اين مقاله، به بسياري از اين مجلات گسترده كه بر شيوه ي نقد و مداقه مبتني اند، اشاره و مراجعه مي كنيم. اشخاصي چون صديق، زهتابی و هيئت هيچ مقاله اي را در اين مجلات معتبر ندارند و خود مي دانند كه نظريات شان را به طور خطرناكي، فقط پان ترك هاي مغزشويي شده پذيرفته اند.
با اين مقدمه، ما اين مقاله را به سه بخش تقسيم كرده ايم. در بخش اول از چند مقاله متعلق به سومري شناسان و زبان شناسان، و كتابهاي سومري درباره تك خانواده اي بودن زبان سومري نقل قول مي كنيم. در بخش دوم بر اساس چند مقاله معتبر كه در پايگاه آذرگشنسپ موجود هستند تفاوت هاي فاحش دستور زبان سومري و زبان تركي را بررسي مي كنيم. در بخش سوم به فهرستي واژگاني كه فردي پان تركيست براي ما فرستاده بود نگاه مي كنيم و مي بينيم كه چگونه اين اشخاص براي تركي جلوه دادن زبان سومري، واژه هايي را از جانب خود جعل كرده و به زبان سومري نسبت داده اند. هم چنين براي مقايسه، شماري از واژگان سومري را كه با زبان هاي افريقايي و استراليايي و دراويدي و باسك و هندو اروپايي شباهت آوایی دارند، در ادامه نقل مي كنيم.
بخش اول - نقل قول هايي از دانشمندان و كتاب هاي معتبر امروزي:
الف)
"The isolated nature of Sumerian is further brought into relief when we take a look at certain typological features of the language. In contrast to all the surrounding languages, Sumerian has ergative argument marking and, as Nichols (1994) has shown, ergativity is relatively stable."
Prof. Piotr Michalowski
University of Michigan
Ann Arbor
http://www-personal.umich.edu/~piotrm/cv1.htm
ترجمه:
از بررسی نوع شناسی زبان سومری-تک خانواده بودن آن آشکارتر می شود . بر خلاف زبانهای همسایه، زبان سومری ارگتیو می باشد و نیکلوس(1994) نشان داده است که ارگتیویتی
یک امر ثابتی است.
اصل مقاله:
The Life and Death of the Sumerian Language in Comparative Perspective
كه از اين جا بر گرفته شده:
http://www-personal.umich.edu/~piotrm
ب)
“Sumerian is a language isolate, meaning that it has no relatives living or dead (though there have been unsuccessful attempts to connect Sumerian to a number of languages).”
«زبان سومري، يك زبان منفرد است، بدين معني كه هيچ نسبتي با زبان هاي زنده و مرده ندارد (هرچند تلاش هاي انجام شده براي ارتباط دادن زبان سومري با تعدادي از زبان هاي ديگر، ناموفق بوده است)».
http://ccat.sas.upenn.edu/psd/
Prof. Steve Tinney, Middle Eastern Languages, Sumerian specialist
درباره كار و موفقيت اين سومر شناس بزرگ از دانشگاه پنسيلوانيا مي توانيد اين جا بيش تر بخوانيد:
http://news.nationalgeographic.com/news/2002/07/0723_020724_cuneiform.html
پ)
“Sumerian is an isolated language: there is no evidence that it is
related to any other language at all, living or dead. It certainly
cannot be connected with Indo-European (IE) or Semitic, nor can these
two be related to each other.”
«زبان سومري، زباني منفرد و مجزاست: مدركي در دست نيست كه نشان دهد اين زبان با هر زبان ديگري، مرده يا زنده، خويشاوندي داشته است. اين زبان يقينا ارتباطي با زبان هاي هندواروپايي يا سامي نداشته و نمي توان اين دو را با يكديگر ارتباطي داد».
Prof. Larry Trask
COGS
University of Sussex
Brighton BN1 9QH
UK
http://www.sussex.ac.uk/linguistics/profile2712.html
larryt@cogs.susx.ac.uk
ت)
"Sumerian is an isolate, a language with no known relatives. It can't be
placed in any language family at all."
-Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English
«سومري زباني منفرد است، زباني با خويشاوندان ناشناخته. اين زبان را در هيچ خانواده ي زباني نمي توان جاي داد».
-Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English
Department Soochow University, Waishuanghsi Campus, Taipei 11102, Taiwan
ث)
يكي از كتابهاي مشهور كه مورد استفاده تدريس زبان سومري مي باشد كتاب:
John Hayes, University of California, Berkeley
"Sumerian" 2nd printing June 1999, Languages of the World/Materials 68,
LINCOM EUROPA, Paul-Preuss-Str. 25, D-80995 Muenchen, Germany.
در مقدمه این کتاب می خوانیم:
”Sumerian has the distinction of being the oldest attested language in
the world. Spoken in the southern part of ancient Mesopotamia, the
Iraq of today, its first texts date to about 3100 BCE. Sumerian died
out as a spoken language about 2000 BCE, but it was studied in the
Mesopotamian school system as a language of high culture for almost
two thousand more years. A language-isolate, Sumerian has no
obvious relatives. Typologically, Sumerian is quite different from
the Semitic languages which followed it in Mesopotamia. It is
basically SOV, with core grammatical relationships marked by affixes
on the verb, and with adverbial relationships marked by postpositions,
which are cross-referenced by prefixes on the verb. It is split
ergative; the perfect functions on an ergative basis, but the
imperfect on a nominative-accusative basis.
Because Sumerian is an isolate, and has been dead for thousands of
years, special problems arise in trying to elucidate its
grammar. There are still major challenges in understanding its
morphosyntax, and very little is known about Sumerian at the discourse
level. This volume will describe some of the major questions still to
be resolved.
ترجمه:
زبان سومري اين امتياز را دارد كه كهن ترين زباني است كه اسنادي از آن به جا مانده است. نخستين متن هاي كشف شده از اين زبان كه در نواحي جنوبي ميان رودان (بين النهرين) باستان، عراق امروزي، رايج بوده، به 3100 سال پيش از ميلاد مربوط مي شود. سومري، به عنوان زباني گفتاري، دو هزار سال پيش از ميلاد متروك شد اما تقريبا تا دو هزار سال پس از آن هم اين زبان به عنوان زبان "فرهنگ والا" در مدرسه هاي ميان رودان تدريس مي شد. سومري زباني جدا است و بطور مشخص وابسته به هيچ خانواده اي نيست. از ديدگاه گونه شناختي، زبان سومري با زبان سامي كه جايگزين آن در ميان رودان شد كاملا فرق دارد. ساختار جمله در زبان سومري به صورت «فاعل، مفعول، فعل» است. روابط دستوري در اين زبان با «وند» هايي كه به فعل اضافه مي شوند تعيين مي گردد و قيدها نيز بصورت «پي بست» در جمله مي آيند. اين پي بست ها به وسيله ي پيشوندهاي متصل به فعل ارجاع داده مي شوند. همچنين روابط دستوري در اين زبان، ارگاتيو و گسسته است و از اين جهت، در ساختارهاي ارگاتيو بهترين بازدهي را دارد و در ساختارهاي فاعلي- مفعولي بازدهي كمتري دارد. چون سومري زباني تك خانواده اي است و نيز هزاران سال است كه از آن استفاده نمي شود، تعيين دستور اين زبان دشواري هاي ويژه اي را فرا روي پژوهشگران قرار مي دهد. هنوز چالش هاي بزرگي در تشخيص ترتيب تكواژها در اين زبان وجود دارد و شناخت ما از زبان سومري در سطح گفتمان بسيار اندك است.
توضیح چند مفهوم زبان شناسی:
ج)
The School of Oriental and African Studies
(SOAS), University of London. In their Sumerian Language Studies Brochure:
The School of Oriental and African Studies(SOAS), University of London. In their Sumerian Language Studies Brochure:
“Sumerian, the oldest known written language in human history, was spoken in Mesopotamia (modern Iraq and peripheral regions) throughout the third millennium BC and survived as an esoteric written language until the death of the cuneiform tradition around the time of Christ. The Sumerian language, which is related to no other known tongue, was only properly deciphered this century. A considerable literature in Sumerian is currently being reconstructed from fragmentary clay tablets housed in the museums of the world.“
«زبان سومري، كهن ترين زبان شناخته شده مكتوب در تاريخ بشر، در ميان رودان (عراق كنوني و مناطق پيراموني آن) در سراسر هزاره سوم پيش از ميلاد و به عنوان يك زبان مكتوب محرمانه تا زمان از ميان رفتن تداول خط ميخي در حوالي عصر مسيحيت، برجاي بود. زبان سومري، كه با هيچ زبان شناخته شده ديگري خويشاوندي ندارد، صرفا در اين سده به درستي رمزگشايي گرديد. عمده ي متون سومري عموما براساس الواح رسي شكسته ي محفوظ در موزه هاي جهان نوسازي گرديده است».
چ)
Kramer, Samuel, Noah 1963. The Sumerians. Chicago: University of Chicago Press.
“In vocabulary, grammer, and syntax, however, Sumerian still stands alone and seems to be unrelated to any other language, living or dead”.
«واژگان، دستور، و نحو زبان سومري همچنان بر يگانگي پاي مي فشارد و به نظر مي رسد با ديگر زبان ها، زنده يا مرده، فاقد خويشاوندي است»
ح )
Encyclopedia Britannica. 2004: Under Sumerian Language
language isolate and the oldest written language in existence. First attested about 3100 BC in southern Mesopotamia, it flourished during the 3rd millennium BC. About 2000 BC, Sumerian was replaced as a spoken language by Semitic Akkadian (Assyro-Babylonian) but continued in written usage almost to the end of the life of the Akkadian language, around the beginning of the Christian era. Sumerian never extended much beyond its original boundaries in southern Mesopotamia; the small number of its native speakers was entirely out of proportion to the tremendous importance and influence Sumerian exercised on the development of the Mesopotamian and other ancient civilizations in all their stages.
«زبان سومري، زباني منفرد و كهن ترين زبان مكتوب موجود است. اين زبان براي نخستين بار در حدود 3100 پيش از ميلاد در جنوب ميان رودان گواهي گرديده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه يافته است. در حدود 2000 پيش از ميلاد، زبان سومري به عنوان زباني محاوره اي، با زبان سامي اكدي (آشوري- بابلي) جاي گزين شد اما كاربرد كتبي آن كمابيش تا پايان حيات زبان اكدي، در حوالي آغاز عصر مسيحيت، ادامه داشت. زبان سومري هرگز بسيار فراتر از مرزهاي اصلي خود در جنوب ميان رودان توسعه نيافت؛ شمار اندك گويندگان بومي اين زبان، تناسبي با اهميت عظيم و تأثيرات زبان سومري بر توسعه تمدن ميان رودان و تمدن هاي ديگر، در همه مراحل آنان، نداشت».
خ (
كتاب ها و اسناد ديگر كه نگارنده به آن ها رجوع كرده است:
M.L. Thomsen, The Sumerian Language: An Introduction to Its History and Grammatical Structure; Copenhagen 1984
J.L. Hayes, A Manual of Sumerian Grammar and Texts; Malibu 1999
B. Alster, Proverbs of Ancient Sumer: The World's Earliest Proverb Collections, 2 vols; Bethesda, Maryland, 1997.
Encyclopedia of the Ancient World / editor, Sharon Grimbly.
- London : Fitzroy Dearborn, 2000
تا آن جا كه نگارنده تحقيق كرده است، كتاب نخستين و سومين، كتاب هاي درسي سومري شناسي در بزرگ ترين دانشگاه هاي امريكا مانند Berkeley , Stanford , Pennsylvania مي باشند.
نتيجه بخش اول: هيچ يك از دانشمندان و سومري شناس كنوني زبان سومري را تركي نمي داند! البته توده اي هاي سابق و پان تركيستان تركيه كه همواره و متكبرانه فضل فروشي مي كنند اما هيچ مقاله اي در نشريات معتبر (نه مجله هاي پان تركي!) جهان درباره زبان سومري ندارند، خارج از بحث ما هستند.
بخش دوم - رد ادعاهاي گزاف پان تركيستان
در سال 1971 فردي مجارستاني مقاله اي در مجله معتبر جهانی CA درج و ادعا كرد كه زبان مجاري و تركي و اورال و آلتايي يكي از بازماندگان زبان سومري مي باشد. ولي از طريق گونه شناسي زبان ها نمي توان همريشگي آن ها را ثابت كرد و حتا پيوند فرضي ميان دو خانواده زباني اوfرال- آلتايي نيز اثبات نشده است (Britannica: Ural and Altaic) چه برسد به سومري و زبان هاي اورالي و زبان هاي آلتايي. استدلال اين فرد درست مانند استدلال پان تركيستان است. زيرا اين فرد مي گفت چون زبان سومري التصاقي است پس زبان مجاري و سومري از يك خانواده اند. همچنين فرد ياد شده با استفاده از چند واژه مجعول سومري و تلفظ غير واقعي و تغيير معني آن ها مي خواست بگويد كه لغت هاي مشترك بسياري ميان زبان سومري و مجاري موجود است!! ما متن اصلي انگليسي پاسخ بيش از ده زبان شناس و سومري شناس بزرگ را به اين شخص افراطي در آذرگشنسپ از CA درج كرده ايم. در زبان مجاري مانند زبان تركي ريشه كلمات همواره ثابت است و لغات با افزودن پسوند هاي متفاوت به ريشه كلمات ساخته مي شود. براي همين در دوران گذشته يعني (60) سال پيش اشخاصي بودند كه فرض مي كردند اين دو زبان از يك ريشه اند. اما همانطور كه در بالا تذكر داديم نظر همه منابع معتبر بر اين است كه اين دو خانواده (اورالی و التایی) از هم جدا هستند. همچنين ادعاي يكي دانستن ريشه زبان تركي و سومري كلا باطل است. پيشوندها و پسوندها در ساختار واژگاني زبان سومري، آزادانه به كار مي روند. سومري از اين نظر با ديگر زبان هاي پيوندي آسيايي، مانند اورالي-آلتايت، دراويدي، ژاپني، و كره اي فرق دارد؛ از اين رو كه در اين زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، يا ضمير، تنها از پسوندهاي معيني مي توان استفاده نمود.
در ادامه، به برخي از پاسخ هاي زبانشناسان به اين افراط گر مجاري، نگاهي مي افكنيم. همين گفتارها در جاي خود، ادعاي پان تركيستان را نيز ابطال مي كند زيرا استدلال شان درست مانند آن فرد مجاري است. برخي از نوشته هاي اين دانشمندان را در اين جا مي خوانيد. اصل مقاله همان طور كه اشاره كرديم در بخش اسناد در پایان این مقاله وجود دارد.
«اين واقعيت كه زبان سومري در عين پيچيدگي، به خوبي شناخته شده است، در صدسال گذشته بسياري را وادار كرده تا دست به قلم برند و اين زبان را در عمل به همه زبان هاي موجود در سرزمين هاي ميان پلي نزيا و آفريقا ارتباط دهند. نويسندگان چنين پژوهش هايي به گونه اي استوار و قابل اعتماد اين نكته را اثبات مي كنند كه يا زبان خودشان يا زباني كه به آن علاقه مند شده اند به زبان سومري باستان مربوط است. قاعده ي اي نگونه پژوهش ها آن است كه پژوهشگران يادشده، چند واژه ي شبيه به واژگان سومري و تعدادي از ويژگي هاي زباني سومريان را كه از بافت متن ها برداشته شده و مي تواند با ويژگي هاي دستوري چند زبان ديگر هم شباهت داشته باشد، به عنوان دليل ادعاي خود مطرح مي كنند.»
« تقسيم زبان ها به دو گونه ي «پيوندي» و «تصريفي» تنها بخشي از كل ساختار زبان را، كه ساخت شناسي واژگاني ناميده مي شود، دربر مي گيرد. شباهت ساخت شناسي واژگاني ميان دو زبان، لزوما به معناي همريشه بودن آن دو زبان نيست.»
براي مثال، همه زبان هاي زير زبان هايي پيوندي هستند، اما در گروه هايي متفاوت قرار داده مي شوند:
زبان هاي آفريقايي همچون بانتو، سواحيلي…..؛
زبان هاي دراويدي همچون تاميل و مالزيايي…..؛
زبان هاي بومي استراليا…؛
زبان هاي بومي آمريكا…؛
زبان هاي قفقاز همچون گرجي و چچني و لازي و اودي و لزگي..؛
زبان هاي هند و اروپايي همچون زبان تخاري و تا اندازه اي كمتر زبان هاي آلماني؛
زبان هاي پلي نزيايي.
و زبان هاي اورالي،
و همچنين زبان هاي آلتايي
نويسنده اي در اين باره مي گويد: «براي مثال، تخاري كه زباني هندواروپايي است، همانند سومري و مجاري، زباني پيوندي به شمار مي رود، اما هيچ كس زبان تخاري را به اين دو زبان ربط نمي دهد. در نتيجه سالها پژوهش بر روي بسياري از زبان ها از نظر پيوندي، تصريفي، يا جداگانه بودن زبان كه موضوعي پرسابقه است ولي امروزه مورد ترديد قرار دارد، من به اين نتيجه رسيده ام: از ديدگاه من، اين مفاهيم سه گانه (پيوندي، تصريفي، و جداگانه) حداكثر، مراحلي است كه زبان ها ممكن است يا بايد در گذر قرن ها از آن عبور كنند. همچنين از نظر من، چگونگي دسته بندي زبان ها به ويژگي هاي بنيادين آن ها بستگي دارد. براي مثال، زبان انگليسي را امروزه به عنوان زباني مستقل مي شناسيم، اما اين نكته پذيرفته شده است كه اين زبان پيش تر تصريفي بوده است و آثار تصريفي بودن هنوز در ساختار فعل هاي آن باقي است. اما اگر به گروهي از واژگان مانند "parent, parenthood,…" ، "man, manly, manliness,…" ، و "rest, restless, restlessness,…" توجه كنيم، ديگر نمي توان ويژگي هاي پيوندي، به معناي كلاسيك را، در آن انكار كرد.»
همچنان كه همه مي دانند، زبان عربي و زبان كردي از لحاظ ساختار لغت هر دو زباني تصريفي مي باشند ولي تا به حال هيچ كس ادعاي هم خانواده بودن اين دو زبان را نكرده است. ساختار لغت تنها يكي از ده ها ابعاد يك زبان مي باشد. اما همان طور كه اشاره كرديم زبان سومري حتا در شيوه ساختار لغت با زبان هاي تركي و مجاري بسيار فرق دارد. پيشوندها و پسوندها در ساختار واژگاني زبان سومري، آزادانه به كار مي روند. سومري از اين نظر با ديگر زبان هاي پيوندي آسيايي، مانند اورالي- آلتاي، دراويدي، ژاپني، و كره اي فرق دارد؛ از اين جهت كه در اين زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، يا ضمير، تنها از پسوندهاي معيني مي توان استفاده نمود.
برخلاف تركي، زبان سومري زباني ارگاتيو است و ارگاتیوتی همانطور که به آن اشاره شده است امری است ثابت تر در دوران تاریخ یک زبان. زبان پهلوي (و بطور كلي زبان هاي فارسي ميانه)، همانند زبان كردي جديد، ارگاتيو گسسته بوده اند. در زبان فارسي ميانه (و نيز در زبان هاي هندو آريايي ميانه، هندي جديد، پنجابي، راجستاني، ماراتي، و سندي) «زمان گذشته» در هندو اروپايي اصلي (در قالب استمراري، گذشته كامل، و ماضي نامعين) فراموش گرديد و جاي خود را به ساختاري داد كه اسم مفعول مجهول را دربر مي گرفت. براي نمونه در مورد فعل هاي متعدي، جمله ي I hit him تبديل شد به He (was) hit by me . در نتيجه ساختاري به وجود آمد كه در آن مفعول در حالت مستقيم (نهادي) و فاعل در حالت غيرمستقيم (حالت ملكي قديم در زبان هاي ايراني، و حالت ابزاري قديم در زبان هاي هندو آريايي) قرار گرفت.
«تعريف ارائه شده از ويژگي گونه شناختي پيوندي بودن زبان ها بسيار ضعيف است. چراكه اين ويژگي اساسا از اهميت چنداني برخوردار نيست. چنان كه يك فرد با مشاهده صدق كردن ويژگي ياد شده در زبان هاي قفقازي، اورالي، و آلتاي مي تواند به سادگي به كم اهميت بودن آن پي ببرد.
زبان سومري در بسياري از موارد كاملا با زبانهاي اورالي فرق دارد. براي نمونه، در زبان هاي اورالي صرف فعل تنها به وسيله پسوندها صورت مي گيرد، اما در زبان سومري علاوه بر پسوندها، انواع گوناگوني از پيشوند وجود دارد كه به فعل افزوده مي شوند. ضماير مفعولي، وجه نماها و مفاهيم واژگاني به واسطه اين پيشوندها تعيين مي شوند. براي نشان دادن تعدد و نيز شدت يك حالت «بن» در زبان سومري مي تواند تكرار شود؛ حال آن كه اين ويژگي در زبان هاي اورالي(و التایی) وجود ندارد. درهر صورت، ويژگي هاي مربوط به گونه شناسي زبان ها حداكثر مي تواند يافته هايي آزمايشي به شمار آيد و نمي توان آن ها را سندي بر ارتباط ديرين دو يا چند زبان دانست».
«اگر همريشه بودن تكواژهاي موجود در دو زبان را نتوان با استفاده از قوانيني پايدار اثبات نمود، همانندي ساختار جمله در آن دو زبان به هيچ وجه نمي تواند دليلي بر همريشه بودن آن ها باشد. چنان كه زبان انگليسي جديد با داشتن بن هاي تك هجايي بسيار و تعداد اندكي «دگرواژ»، از نظر برخي ويژگي هاي ساختاري بيشتر شبيه به زبان چيني است تا زبان هاي آنگلوساكسون، لاتين، و روسي. در هر صورت گونه هاي ساختاري زبان ها كم شمار هستند و حدود 3000 (يا بيش از 3000) زبان موجود در جهان را فارق از ريشه ي آن ها مي توان از نظر ساختاري به چند دسته تقسيم نمود. به علاوه، كلوگ (سومرشناس) معتقد است كه زبان سومري را نمي توان از نظر ساختاري با خانواده زبان هاي فينو- ايغوري مقايسه كرد، بلكه اين زبان با زبان هاي حامي و بسياري از زبان هاي سوداني قابل مقايسه است. همچنين «مِين هاف» (1915-1914 (براي نخستين بار مشابهت هاي زبان سومري و برخي زبان هاي آفريقايي (بانتو و حامي) را تشخيص داد».
نتيجه:
تفاوت هاي بسياري از لحاظ ساختار لغت و دستور زبان بين زبان هاي سومري و زبان هاي التايي و اورالي وجود دارد و ادعاي پان تركيستان در اين زمينه هم كاملا پوچ هست.
بخش سوم: جعليات پان تركيستان درباره لغت و عددهاي سومري.
يكي از پان تركيستان چند ماه پيش از نوشتن اين مقاله يك فهرست لغت همانند سومري و تركي براي ما فرستاد. وي با تصور اين كه من دسترسي به لغت نامه سومري ندارم گمان مي كرد كه مي تواند چند لغت سومري را جعل كند و بعد ادعا كند كه زبان سومري و تركي از يك خانواده مي باشند. اين فهرست لغات هيچ شباهتي با واژگان موجود در لغتنامه معتبر سومري كه در اينترنت موجود هست نداشت. اين لغت نامه معتبر در اين صفحه موجود مي باشد:
www.sumerian.org
و در آذرگشنسپ اين لغتنامه را جا داده ايم كه:
Sumerian Lexicon (2000)
ما اينجا به واژگان بسيار ساده يعني مادر و پدر نگاه میفکنیم. اين پان تركيست مي گويد كه واژه مادر در تركي (آنا) با واژه سومري امه (ama) يا اوما (umum) از يك ريشه است. اما وي مثلا زبان عربي و لغت «ام» (Omm) را كه همصدا با واژه متناظر سومري مي باشد، ناديده گرفته است. همچنين در فارسي و انگليسي لغت ماما و مام هم با اين واژه سومري همصدا است. دوباره خواننده را به مطالعه نقل قول هفتم در بخش دوم اين مقاله رجوع مي دهيم. همچنين اين پان تركيست ادعا مي كرد كه واژه «آبا» در سومري همسان واژه آتا در تركي مي باشد. دوباره ما اينجا اشاره مي كنيم كه آبا در عربي درست مانند آبا در سومري مي باشد. و پاپا در فرانسوري و بابا در فارسي هم از نظر صوتي شبيه به آبا سومري هستند. همچنين اپا در الماني يعني پدر و با وجود تغيير پ به ب در بسياري از زبان ها - آلماني ها هم مي توانند به شيوه پان تركيست ها ادعا كنند كه زبان سومري يك زبان آلماني است.
درباره اعداد سومري اين پان تركيست فراتر رفته است و مدعي شده است كه عدد «دو» در زبان سومري ikki هست! زيرا عدد دو در زبان تركي iki- مي باشد. اما با تحقيق در يك لغتنامه سومري و اکادی ما اين عدد ها را يافتيم:
|
1 |
diš, aš |
Išten |
|
2 |
min |
Šina |
|
3 |
eš |
Šalaš |
|
4 |
limmu |
Erbe |
|
5 |
ia |
hamiš |
|
6 |
aš |
šediš |
|
7 |
imin |
sebe |
|
8 |
ussu |
samane |
|
9 |
ilimmu |
tiše |
|
10 |
u |
ešer |
|
11 |
u-diš (?) |
ištenšeret |
|
13 |
|
šalaššer |
|
17 |
|
sebešer |
|
20 |
niš |
ešra |
|
30 |
ušu |
šalaša |
|
40 |
nimin |
erba |
|
50 |
ninnu |
hamša |
|
60 |
giš, geš |
šuši |
|
100 |
|
me'at |
|
600 |
gešu |
nerum |
|
1000 |
lim |
limum |
|
3600 |
šar |
šarum |
و همچنان كه مي بينيد عدد دو در زبان سومري «مين» تلفظ مي شود و هيچ شباهتي حتا آوايي با عدد «ايكي» در زبان تركي ندارد. البته اگر به شيوه پان تركيستان عمل كنيم ما مي توانيم بگوييم كه «مين» همان «بين» الاتین هست و واژه binary يعني دو در زبان لاتین! همچنين اين شخص ادعا كرد كه واژه سه در زبان سومري درست مانند واژه سه در زبان تركي هست! اما واژه سه در زبان سومري (ایش) هست و واژه سه در زبان تركي «اوچ»! در زبان سومري كه شمارش بر اساس 60 و نه 10 مي باشد عدد 3600=60*60 هم 1000=10*10 مي شود. اگر ما بخواهيم به شيوه پان تركيستها عمل كنيم چون عدد 3600 در سومري شار هست ما بگوييم كه واژه هژار(كردي)=هشار=شار. يا واژه شيش=اش. فهرست عددهای بالا نشان می دهد که بسیاری از عددهای زبان سومری و آکادی(یک زبان سامی) از یک ریشه هستند.
كلمات ديگري هم هستند كه در سومري و هر زباني ممكن هست نزديك باشند. مثلا كلمه اب در زبان سومري يعني درياچه و اين با آب فارسي و هندو اوروپايي ربطي ندارند. همچنين پان تركيستان مي گويند که اسامی خدایان در زبان سومري كه یکیش دينگير مي باشد، همان واژه تنگري است. ولي واژه تنگري در زبان تركي يعني آسمان و واژه دينگير در زبان سومري بنا بر لغتنامه اينترني سومري(3) از دو واژه دي + گير ساخته شده و دي در زبان سومري معني داد را مي دهد و گير معني برآوردن و رساندن را دارد.
با اين شيوه مي شود مانند پان تركيستان گفت كه واژه دادگر فارسي و دينگير سومري يكي هستند!
براي تفريح خواننده ما واژگان مشابه زبان هاي هندو اروپايي و به خصوص زبان هندو اروپايي لاتويان را با سومري در اين جا از اينترنت گرفتيم:
Sumerian and PIE
Sumerian and PIE 2
Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence - Latvian Comparison 1
Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence - Latvian Comparison 2
همچنين در اين جا شباهت زبان تاميل و سومري که در چند مجله معتبر به ان اشاره شده است:
به اسناد (1) نگاه کنید.
و همچنین به اینجا:
Lexical Correspondences between Sumerian and Dravidian
Sumerian si-in and Old Tamil cin: A study in the Historical Evolution of the Tamil Verbal System
Sumerian :TAMIL of the First CaGkam
و در اين جا مشابهت زبان باسك و سومري:
Sumerian and Basque
و در اين جا تشابه زبان افريقايي و سومري:
(به اسناد (1) نگاه کنید)
و در این جا تشابه زبان استرالیایی و سومری:
Austric relationship of Sumerian Language
البته از ديد پان تركيستان همه اين زبان ها(حتی هند و اروپایی و دراویدی..) تركي مي باشند؛ چرا كه آنان همه زبان هاي دنيا را از ريشه تركي مي دانند! اين فهرست تشابهي را كسي در دنيا علم جدي نمي گيرد زيرا اولا مانند فهرست پان تركيست ها ممكن است بيش از حد غلط و تحريف شده باشند. ثانيا اگر پان تركيست ها فكر مي كنند كه زبان سومري و تركي از يك شاخه اند به جاي اين همه هياهوگري و زبان بازي بهتر است مقاله اي را به يك مجله معتبر جهان بفرستند و تلاش كنند كه نظر همه دانشمندان امروزي را عوض كنند. اما حال كه پان ترك ها از انجام دادن چنين عملي ناتوان اند و دست هاي خود را در برابر محافل علمي جهان كاملا خالي و تهي مي بينند، شايسته است به خود بيايند و چشمان خويش را بر روي حقايقي كه تاكنون از درك آنان غافل بودند، باز كنند.
اسناد:
1)
Responses to Sumerian-Ural-Altaic Affinities (CA 1971)
2)
A New Aspect of the Sumerian Question (AMJSLL 1906)
3)
Sumerian Lexicon (2000)
4)
On the Idea of Sumerian-Uralic-Altaic Affinities (CA 1973)
5)
Are the Sumerians and the Hungarians or the Uralic People Related? (CA 1976)
و چندين سند ديگر كه در بالا نامش را آورديم