تبليغاتX
آذرآبادگان - 300

 

 

نقدی بر تمام جوانب فیلم ۳۰۰

 

 

قطعا در دنیای کنونی و با پیشرفت های جهان مدرن القای اعتقادات به مردم نیز شیوه هایی جدید یافته است ؛ در میان تمامی ارکان تسلط بر افکار مردمان فیلم یکی از قوی ترین و کاری ترین ابزار هاست ابزاری که خود با تلفیق انواع دست آوردهای بشر امروزی به دست آمده و همیشه رسالت خویش را به بهترین گونه ایفا کرده است .

       

فیلم سیصد یکی از آخرین محصولاتی است که با هدف القای اعتقادی جدید ساخته شده است . این فیلم که ماجرای نبرد سهمگین 300 یونانی دلاور در برابر 1,000,000سرباز پارسی است به گونه ای مزحک رسالت ثقیل خویش را این گونه به دوش میکشد ؛ در اولین نظر سربازان ایرانی (بخصوص در تقابل با یونانیان)جلب توجه می کنند چهره هایی که در اولین نگاه یادآور نفرت بچه گانه یک شخص ، گروه یا تفکر از ملتی است که به نوعی سعی کرده با چنین حرکتی آبی بر آتش خشم خویش ریخته باشد ! و دهن کجی بر صاحبان فرهنگی غنی .

تمام فیلم قصه ی ایستادگی 3 روزه 300 دموکرات آزاده ی غربی در برابر ارتش میلیونی خشایار شاه است که در نهایت نه با کشته شدن این سیصد تن که با خیانت یک پیرمرد بی هویت به شکست می انجامد . مقاومتی که موجب اتحاد دیگر یونانیان شده موجب می شود مهد تمدن و دموکراسی از آسیب وحشیان ایمن مانده و میراث تمدن انسان برای ما باقی ماند !

 300 فیلمی است بر اساس کتابی از فرانک میلر ساخته شده است این اولین اثر شبه تاریخی! فرانک میلر است که در حقیقت آن را می توان برداشتی آزاد از اولین کتاب تاریخی هرودوت که به شرح این جنگ ها می پردازد دانست با این حال خود میلر به قدری در نوشته های هرودوت اغراق نموده که طبیعتا اغراق های هرودوت یونانی در ذهن کمرنگ می گردد .به عنوان مثال هرودوت خود در این مورد می نویسد از یک میلیون نفر ارتش ایران تنها 1000 نفر به جنگ این 300 تن آمده بودند اما میلر تمامی یک میلیون را وارد صحنه کرده و آنها را شکست می دهد !

 

         

در چند سده اخیر و در حقیقت پس از رنسانس مردمان مغرب به نوعی در صدد ایجاد هویت برای خویش بر آمده و خود را یونانیان متمدنی فرض می کنند که بر همه جای اروپا شیوع یافته اند!  در دنباله همین تفکر یونان مهد تمدن جهان و دیگر تمدن ها طبیعتا بربر تلقی می گردند. تنها توجه به نام جمهوری که اغلب کشور های غرب به یدک می کشند ما را متوجه علاقه و توجه غربیان به احیای یونان خویش! می نماید . اینک نژاد پرستی قرن بیستم خود را به صورت فرهنگ پرستی قرن بیست و یک نشان می دهد . این فیلم علاوه بر اینکه یونانیان را آزاده و متفکر و روشنفکر و... می داند لقب انسان را نیز قطعا متعلق به یونانی آزاده می داند و در مقابل علاوه بر اینکه ایرانیان ( که با توجه به هزار رنگی ارتششان نماینده ای از شرقیان به حساب می آیند ) وحشی ، بی تمدن ، خونخوار و غیر آزاده هستند دیگر انسان هم نیستند در چنین صورتی است که انسان متمدن و آزاده وظیفه دارد ریشه ی این غیر انسان را بخشکاند و این عین انسانیت است ! بر تمامی این اوصاف باید اضافه کرد در اینجا یونان نماد دموکراسی و ایران نمادی از دیکتاتوری است . این جمله هگامی معنای شایسته خویش را می یابد که بدانیم سایت امریکایی یاهو در توضیح فیلم 300 این نبرد را سرآغاز دموکراسی در جهان می خواند !

فیلم سیصد نیز مانند بسیاری از فیلم های سیاسی هالیوود به شکل بی پایه و سطحی به تاکید فراوان مسایلی چون دموکراسی و آزادی می پردازد و در جای جای فیلم این مفاهیم به صورت آزار دهنده ای به مخاطب القا می شوند .

باید تکرار مکرر مفهوم  نبرد "آزادی"و"بردگی"را نیز بر مساله فوق افزود : ایرانیان این جا نیز همه برده هستند و یونانیان آزاده . تنها راه نجات آزادی برای جهانیان پیروزی یونانیان است .

در جای جای فیلم سازندگان در پی القای احساساتی خاص به مخاطب خویش هستند ؛ این رسالت با تلفیق هنرهای جذاب بخوبی ایفا می گردد : تماشاگران، زماني که يک سرباز اسپارتي، در مقابل سرباز غول پيکر ايراني مي ايستد و چشمانش را با نيزه از کاسه بيرون مي آورد کف مي زنند و فرياد شادي مي کشند همچنين وقتي شوراي اسپارت بعد از بحث و مشاجره، از کمک به سردار قهرمان لئونيداس سرباز مي زند آه حسرت مي کشند و اين صحنه ها يادآور وضعيت فعلي کنگره آمريکا در مورد جنگ در عراق است.

 

از طرف دیگر با توجه به قراین بسیار این فیلم قطعا به منظور بهره برداری سیاسی ساخته شده است : در میان رسانه های امریکایی عده ای پادشاه اسپارت را  نماد جورج بوش دانسته و می افزایند ارتش ایران تروریست هایی هستند که جورج بوش با شجاعت تمام و جوانمردانه در حال مبارزه با آنهاست !

باید افزود که بودجه ی این فیلم برعکس اغلب فیلم ها که توسط شرکت های خصوصی تهیه می شود از سوی دولت امریکا پرداخت شده است . البته اگر بخواهیم فیلم را به نوعی یک پروژه بدانیم نمی توان به طور قطع آنرا به نو محافظه کاران (که به نوعی بی اعتقاد به مذهب و مفاهیمی چون ناسیونالیزم هستند اما برای عوام الناس آنرا ضروری می دانند) یا حتی محافظه کاران نسبت داد همچنین با توجه به کارگردان لیبرال فیلم احتمال اینکه لیبرال ها این پروژه را رهبری  کنند بیشتر از سایرین است لی کن به هر روی هدف تخریب هویت ایرانیان و در مقایسی بزرگ تر غیر اروپاییان و در مجموع ادامه سیاست های امریکا و همشو نمودن افکار عمومی با خویش است .

توجه نخبگان به فیلم خود روایتی جالب است :

منتقد سينمايي نيويورک تايمز مي نويسد :"سيصد فيلمي است که به اندازه آپوکاليپتوي مل گيبسون خشن است اما دوبرابر آن فيلم احمقانه است. در صحنه هايي که از خونريزي و حملات احمقانه خبري نيست فقط برآمدگي سينه اسپارتي ها و تن آويز هاي ايرانيان به نمايش گذاشته مي شود." واشنگتن پست نیز در مورد فیلم مي گويد :"فيلم سيصد فيلمي است ساخته شده براي افرادي که بهره هوشي پاييني دارند و حتي توضيح داده نمي شود که فداکاري براي نجات ترموپولي چه اهميتي دارد و هيچ سخني درباره اينکه بعد از آن يوناني ها از ايراني ها شکست سنگيني خوردند، گفته نمي شود".

 رسانه های یونان نیز این فیلم را به دروغ پردازی متهم کرده اند و ضمن ابراز مخالفت خود از اکران این فیلم توهین آمیز و بهره برداری از تحریف تاریخ به خرج ایران و یونان و به نفع هالیوود، هدف این فیلم را حمله به ارزش های فرهنگی ایرانیان و ضعیف نشان دادن این کشور دانسته اند.

 

در آخر اگر بخواهیم نگاهی گذرا به واقعیات داشته باشیم حقیقت روایتی دیگر دارد ؛ یونان هیچ گاه کشور نبود بلکه دولتشهرهای کوچک و مستقل بود که هماره در حال جنگ با هم بودند.فقط اتن و اسپارت در برابر امپراتوری ایران ایستادگی کردند(در مورد پایداری اسپارت نیز باید توجه داشت که مقاوت به دلیل نظام اقتصادی این شهر بود که مبتنی بر برده داری بود و با پیوستن به ایران و الغای برده داری به نوعی نابود می گشت) و بقیه به آسانی و بدون مقاومت به شاهنشاهی ایران پیوستند. صلح شاه بزرگ به جنگ های همیشگی میان انها پایان داد و صد سال بعد اسکندر این ارامش را به هم زد و استقلال اتن و اسپارت برای همیشه از بین رفت . و انگاه جزو امپراتوری روم شدند و سپس بخشی از امپراتوری عثمانی

یونان برای اولین بار به شکل کشوری مستقل به سال ۱۸۲۹ به ایجاد گشت. افلاطون حکیم نامدار می نویسد :داریوش نمونه کامل یک پادشاه و قانون گذار خوب شد و سازمانی سیاسی مبتنی بر قانون بنیاد نهاد که تا امروز لنگر اصلی کشور ایران است....بزرگترین فرماندهان یونانی که علیه ایران جنگیده بودند یا به دربار ایران پناه بردند چون تمیستوکلس فاتح سالامیس یا به اتهام همدستی با ایران اعدام شدند چون پاوسانیاس فاتح پلاته.

 

برای اعتراض به این فیلم ایرانیان داخل و خارج کشور اقدامات فراوانی انجام داده اند :

 

 

از تمام دوستانی که در یاهو ایمیل دارند دعوت می شود به صفحه رتبه بندی فیلم سیصد بروند و نظرشان را در مورد این فیلم چرند و سراسر دروغ بنویسند و رتبه ای که لایق آن است به آن بدهند.
این هم لینک بخش رتبه بندی.

 

 

تعداد امضاء های عریضه اعتراض آمیز تا این لحظه از مرز 43000 گذشته است است و عده قابل ملاحظه ای غیر ایرانی هم به آن پیوسته اند.

 

در ضمن این کد رو در وبلاگ خود برای مقابله قرار دهید :

<a href="http://300themovie.info">300 the movie </a>

 

 

+ نوشته شده توسط باهماد آذرآبادگان در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 13:32 |